تبليغاتX
مشق شب
امتحان بزرگ !
سه شنبه بیست و ششم دی 1385
 

باد تصنیف دل‌انگیز بنان را می‌برد

جاده بی آنکه بداند چمدان را می‌برد

البته مشكل انگار ارثي است و خانوادگي ... از خواهر بزرگتر به ارث رسيده به گمانم، تا جايي كه ذهن من ياري ميكند سه بار اين درس - آمار - را افتاده ام و دوبار هم حذفش كرده ام...

خداوند انشالله مقدار متنابهي دل ِخوش به همه مان ارزاني كند! و فردا را به خير بگذراند.

فاطمه | + | | Add to google
چراغواره ...
جمعه بیست و دوم دی 1385
 

عكس: صدرا صدر

 

مي آيي ...

رد چراغاني هاي توي شهر را گرفته ام.

دير زماني است چشمهايم را نديده ام

رخصت گرفته اند؛ بايستند

بايستند سر همان راهي كه

اولين كلمه‌ي اين - مثلا شعر- شروع شده است!

 

فاطمه | + | | Add to google
مرکز آسمان
جمعه بیست و دوم دی 1385
 

به رقيه :

غم زمانه خورم يا فراق يار كشم / به طاقتي كه ندارم، كدام بار كشم ؟

 

عكس : رضا محسني

 

جلوه ي ايمان در چشم آسمانيان نور است، و كفر؛ تاريكي. يعني كه زمين در چشم آسمانيان، آسماني ديگر است كه سراج منيرش انسان كامل است و تقدير آسمان ها- با همه ي آن عظمت كه شنيده اي- در اين سياره ي خاك تعيّن مي يابد. مگر نه اينكه خليفه ي خدا اينجاست؟

                                                                                                             شهيد سيد مرتضي ...

 

فاطمه | + | | Add to google
همه عمر بر ندارم ....
دوشنبه هجدهم دی 1385

 

 

عكسش از اينجا است و شعرش از  اينجا تر !

 

 

 

آواز جبرئیل جهان را فرا گرفت
روزی که برکه حال و هوای حرا گرفت

یک استکان شراب الست آفریده شد
جان‌ها به لب رسید و لبالب بلی گرفت

برکه همان غدیر خم خام خام خام
یکباره پخته آمده و جام ولی گرفت

گر چه زمین کسوف و خسوفی به خود ندید
خورشید در کنار خودش ماه را گرفت

از ائتلاف دست علی با رخ نبی
طرح بنای گنبد و گلدسته جا گرفت

ای بیعت غدیر که با تو پس از خودش
احمد برای حیدر کرار جا گرفت

دیدی پس از شکستن تو پهلویی شکست
دیدی که کوفه آب و هوای ریا گرفت

قصد نمک به زخم زدن نیست عاشقان
اما قلم دوباره سر کربلا گرفت

مولا مرا ببخش ادامه نمی‌دهم
عید مبارکی‌ست نباید عزا گرفت

 

فاطمه | + | | Add to google
- آه كه امروز دلم را چه شد ، دوش چه گفته است كسي با دلم ؟
شنبه شانزدهم دی 1385
 

- از همان اول ازين بازي شب يلدايي با عنوان " لوس بازي" ياد ميكردم، اما بدم هم نيامده از اعترافات دوستان، و متشكر بابت دعوت !

- بگوييم هم، اگر اسلام و مسلمين دست و پايمان را نبسته بود، اعتراف نامه مان يك دفتر هشتاد برگ تمام مي شد ...

- تمام خنده هاي پنج شنبه ي بعد از كلاس تبديل شد به بغض و ...!  اگر براي حذف مادي و معنوي اين عبارت از زندگي اينجانب كسي ميتواند كمكي بكند، ما بشدت استقبال ميكنيم ...

- بقول استاد جامعه شناسي شهري و صنعتي و ... دختر جان اينقدر نگو "ما"، بگو من ... شما ها چرا اينقدر خودتان را پشت اين "ما"ي قبيله اي پنهان ميكنيد ؟

- به تو معتاد شدم و كار آخر شد ...

- دقيقا شش ساعت تمام ؛ شجريان است كه مي خواند اينجا ... حالم دارد بهم ميخورد، اما سيرايي ندارم انگار.

- از ازل ايل و تبارم همه عاشق بودند ...

- دلمان هم براي پسر قبيله ي آدمخوار ها تنگ شده ! سعدي براي امروز من سردوه بود، شايد: همه عمر برندارم ...

 فعلا مزخرف ديگري به ذهنم نميرسد كه اينجا بنويسم ...

- بقول استاد،  باقي خدا و بس !

 

فاطمه | + | | Add to google
shape of my heart
جمعه هشتم دی 1385

 

از كل زبان تخصصي‌مان فقط سوسايولوژ‍‍ی(socilogy)‌ اش را بلدم و پرفشنال! اولي بخاطر اينكه روي تمام كتابهايمان نوشته و خداییش خيلي ضايع است كه اين يك كلمه را هم بلد نباشم دیگر، دومي هم بخاطر فيلم حرفه اي(لئون) ... كه آهنگش را نیوش ميفرماييد !

براي فهم هر چه بيشتر از عكس بالا هم تشريف ببريد اینجا !

 

 

فاطمه | + | | Add to google
قولوا - لا اله الا الله - تفلحوا...
سه شنبه پنجم دی 1385
 

تابستان ها از رطوبت رشت كه كلافه ميشوي ماسوله برايت مي شود بهشت خدا. پناهگاه امن، مردمك چشمانت ميخواهد پاره بشود از بس كه سعي ميكند همه ي منظره هاي دو رو برش را يكجا توي خودش جا كند. یحتمل ثواب نگاه کردن به جنگل هم کم از دریا نباشد. بزرگی ميگفت شايد حكمت ثواب نگاه كردن به دريا اين باشد كه ميتواني در آنِ واحد يك چيز بيكران را در دلت جا كني!!

روح ميرزا همان حوالي؛ كنار امامزاده با آن عروسكهاي بافتني و جوراب هاي رو فرشي. قشنگ ترين خاطرات سالهاي نوجواني ....

 حيف اما، مثل خیلی جاهای ديگر وقتي شهر توريستي ميشود با چاشنی عيش و صفا و سيتي دانشجويي وجذب جهانگرد و هدف سود بيشتر ....

اينجاست كه از جهنم خدا هم بدتر ! ( نه تا اين حد، اما يكچيزي در همين مايه ها !)

تا بحال حساب كرده اي چقدر از روزهاي خدا را نديده اي ؟ بيكار شدي بنشين حساب كن!

حالا عجالتا به اندازه ي تمام شبها و روزهايي كه ديده اي و تمام آنهايي كه نديده اي و نديده ام.

به قدر تمام موج هاي بيكران درياهاي خشك شده و نشده؛ بشماره ي خارها و درخت ها(!) ... - خدايي وقتي فكرش را ميكنم، مغزم سوت ميكشد - همه آن ها را داشتي ؟ حالا تمام سنگها و كلوخ هاي توي عالم را هم به‌شان اضاف كن، به شمارش تک تک بادها یی که دربیابان می وزد  ...

به همه و همه شان ...و  به اندازه ي تمامشان بدان! نيست معبود حقي جز خدا.از امروزه روز تا روز دميده شدن در صور جناب اسرافيل!

 

پ.ن :

لا اِلهَ اِلا اللّهُ عَدَدَ الّلَيالى وَالدُّهُورِ لا اِلهَ اِلا اللّهُ عَدَدَ اَمْواجِ الْبُحُورِ لا اِلهَ اِلا اللّهُ و رَحْمَتُهُ خَيْرٌ مِما يَجْمَعُونَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ عَدَدَ الشَّوْكِ وَالشَّجَرِ لا اِلهَ اِلا اللّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَالْوَبَرِ لا اِلهَ اِلا اللّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَالْمَدَرِ لا اِلهَ اِلا اللّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُيُونِ لا اِلهَ اِلا اللّهُ فِى الّلَيْلِ اِذاعَسْعَسَ وَالصُّبْحِ اِذا تَنَفَّسَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ عَدَدَ الرِّياحِ فِى الْبَرارى وَالصُّخُورِ لا اِلهَ اِلا اللّهُ مِنَ الْيَوْمِ اِلى يَوْمِ يُنْفَخُ فِى الصُّورِ...

 

فاطمه | + | | Add to google