تبليغاتX
مشق شب
معادله ی سر و ته ..
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386

 

اردوی جهادی ... با شنيدن اين عبارت، اولين چيزي كه به ذهنت مي رسد اين است كه مي خواهي بروي يك روستا يا ده كوره با شرايطي به معناي تام كلمه، سخت و صعب. دماي هوا يا خيلي گرم است يا خيلي سرد. دور از خانواده و دوست و همكار و موبايل و اينترنت. كارها بر دو قسم است يا كار جهادي (عملگي و ساخت و ساز) و تداركات كه معمولا مردها بيشتر انجام اش مي دهند و كار فرهنگي كه بيشتر به خانم ها مي سپارندش.
برگزاري اردوي جهادي اي مختص خانم ها تا به حال به گوشم نخورده بود و تنها شنيدن عبارت «اردوي جهادي» كافي بود تا يك سلسله مفاهيم و كليپ و آهنگ و عكس از جلوي ذهنم عبور كند، تصاوير سالهاي پاياني جنگ، زنان جهادي با روسري هاي سفت و محكم گره زده كه تمام پيشاني شان را هم پوشانده است. كليپ هاي مقاومت، مددكارهاي پشت جبهه، عكس هاي آموزش دفاعي زنان و آن عكسي كه امام نماز جماعت اش هم يك خانم بود...
بعداز اينكه از خان رضايت خانواده گذشتي و همه كارهايت را كم و بيش به اين و آن سپردي؛ راهي يك اردوي جهادي مي شوي.
¤¤¤
در يك اردوي جهادي چشم هايت را مي بندي. دل به دريا كه نه، معمولا دل را به بيابان ميزني و اسم اش را مي گذاري «كار براي رضاي خدا». در برخي از موارد مشاهده شده، منت هم سر خدا مي گذاري! اما بعداز برگشت از يك اردوي جهادي حتما شما هم به اين نتيجه خواهيد رسيد كه انگار از ابتدا برگه را سرو ته گرفته بوديد. هنگام رفتن، به حساب خودتان و ديگران اين شماييد كه داريد يك لطف بزرگ را انجام مي دهيد و تمام بشريت را مديون خود مي سازيد تا به يك جهادي عظيم تشريف ببريد و وجود خودتان را از خير و آباداني و بركت براي مردم آن منطقه محروم نكنيد!
اما بعداز برگشتن دوزاري مبارك تان مي افتد كه از همان راهي كه خداوند متعال همه كارها را با هم انجام دهند؛ انگار تمام آن منطقه و مردم و تمام اتفاقات خوب يا بد، محروميت و دارايي و نداري و حتي آن يك دانه بز يك خانوار 10 نفره و سنگ و كلوخ هاي زير پا و خار بيابان و حتي پرنده اي كه در آسمان پرنمي زند و همه و همه وجود يافته اند كه به تو! خيري برسانند. به گمانت تو كاري براي آن ها مي كني؛ بي آنكه بداني معادله اينجا سر و ته نوشته شده. ابر و باد و مه و خورشيد و فلكي كه مي خواستي برايشان بياوري را خودشان داشته اند و تو حالا بايد بروي ازشان قرض بگيري و در تمام آن چند روزي كه آنجا هستي، خورجينت را پركني از تما م بركت هاي يك محروميت. از تمام خيرهايي كه «نداري» و يا «كمترداري» و مي تواند به يك آدم برساند.
دنيا درحال پيشرفت است و بيشتر از آن نظريات توسعه و همه دست در دست هم، از غرب مغضوب عليهم گرفته تا شرق رضي الله عنه هم نظرند كه همه جا بايد آباد شود و لاجرم هر چقدر هم كه ايران اسلامي باشي؛ بسته ي كادو پيچ شده ی آباداني و «تبعاتش» را با هم، براي يك ده كوره هديه مي بري. چهار آجر كه روي هم چيدي كم كم حس بويايي سگ محترم «شهرنشيني» و «مدرن بودن» از هزاران كيلومتر آن طرف تر به كار مي افتد و بزاق دهانش راه.
كم كًمك اين مردم هم بايد سعي كنند ياد بگيرند كه باید زندگي مسالمت آميزی را با اين حيوان محترم داشته باشند. توي ده كوره يك نفر گدا هم پيدا نمي كني... اما80 كيلومتر آن طرف تر كنار خانه هايي كه با سنگ بلوك ساخته شده اند؛ كنار پمپ بنزين، چند لحظه اي را كه توقف مي كني، دست است كه كنار شيشه ماشين دراز مي شود...

 - برنا نیوز

- نسل سوم

 

فاطمه | + | | Add to google