نازنيــــن
بايد يك جايي حول و حوش پشت گردنم، يا كنار شقيقهاي جايي، يكجايي پيدا كنم براي سوراخ كردن؛ يكسوراخ مستطيل شكل. بايد حتما يكجايي باشد كه از زير روسري پيدا نباشد، يا موها بتواند خوب رويش را بپوشاند. چون يك همچين جايي خيلي مشمئز كننده و چندش خواهد بود. يكجايي كه بتوانم يك سركابل پرينتر را شبها يكي دو ساعت قبل از خواب وصل كنم بهش. يادم باشد توي پرينتر حداقل يك ده پانزده صفحهاي كاغذ باشد. من از اينطرف حرفها و اتفاقات روزانه را مرور ميكنم، آنهم از آن طرف با خط نازنين 11 برايم چاپشان ميكند. اگر بشود كه بشود، حتما روزي سه چهار بار اينجا بهروز خواهد شد. فكر كنيد صبح از خواب كه پا ميشويد، حداقل شش هفت صفحه متن پرينت شده كنار تختتان جا خوش كرده اند كه دست كم چند تايي ايده درست و حسابي تويشان هست كه قابليت فيلمنامه و نمايشنامه شدن دارند.