تبليغاتX
مشق شب
لا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی ...
سه شنبه بیستم دی 1384

 

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد،

 بیچاره !

 

حکمت نقطه چینهای روزهایم را پرسیدی ...

کلمات زیرک تر از آنی هستند که زورت بهشان برسد،  زندانی شان کردم؛  دهان باز میکردم خودشان را به در و دیوار میزدند که خودی نشانتان بدهند و بگویند که چه بر سرشان میگذرد ...

طفلکی ها دلم برایشان میسوزد چه کشیده اند این دو هفته ای را ... بد کرده ام بهشان ...

 

 

- هه ( در مایه های تسخر ! )...اوضاع راببین به جایی رسیده که از کلمات هم باید حلالیت بطلبی ...

 

        

                                     در خانه اگر کس است، یک حرف بس است ....

 

 

فاطمه | + | | Add to google