تبليغاتX
مشق شب
یا خیر المحبوبین...
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384

 

 

چه جای شکوه اگر زخم آتشین خوردم

که هرچه بود ز مار در آستین خوردم

فقط به خیزش فواره ها نظر کردم

فرود آب ندیدم ! فریب ازین خوردم

مرا نه دشمن شیطانی ام به خاک افکند

که تیر وسوسه از یار در کمین خوردم

زمن مخواه کنون با یقین کنم توبه

من از بهشت مگر میوه با یقین خوردم ؟!

قفس گشودی ام و " اختیار " بخشیدی

همین که از قفست پرزدم زمین خوردم ! 

بروز شدن این خانه مثل بعضی جاها که اتفاق است ! نه حادثه ... نه حادثه است نه اتفاق!!!

اینجا تمرین خانه است!  قول دادم  اینجا مشق شب بنویسم جبران تمام سالهایی که تنبلی کردم و

 ننوشتم

"باکره مادر "را هم  اصولا اگر  بپذیریم که شما ننوشته اید ! یحتمل چرک نوشته هایی است که اولین بار 

توی عمرم نوشتم ...

همان چند روز پیش !

  روی کاغذ که نوشته  شد . صد البته هم که خیلی مزخرف و چرت باشد ولی تبارک ا.. احسن خالقینی

 به خودم گفتم که یاد ندارم کس بخود گفته باشد آخر نفس را کشته ام حداقلش در چهار پنج صفحه ...

خیلی سخت بود اما کشتیمش دیگر ...

( به سان کور سویی است در تاریکی محض ! تبارک ا.. دارد ! ندارد؟) 

بطور کلی هم نمیدانم چرا باید مشکوک بزنم ...

اما امید داشتم حداقل اتفاقی که اینجا می افتد این باشد که مهر آبیان متعهد کاری کنند شاید 

کس دیگری هم مهر آبی شود و تنها از او بگوید ...( متعهد ! به وجدان )

اما دریغ از بیان یک اشکال ... یا به قول شما نقد !

فعلا" که از ۱۰ شدید ۷ البته با حساب اینکه هر ده مهر آبی هویت مجازیشان را حفظ کرده باشند ...

 یا علی 

شعر بالا را هم اگر قبلا جایی نخوانده اید یا شخصا نسروده اید ... از کتاب گریه های امپراطور  ابوالفضل نظری است ...

یا علی

 

فاطمه | + | | Add to google